على زمانى قمشه اى

436

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

مورد حل معادلات ، كاشانى در مفتاح الحساب به شش معادلهء درجات اول و دوم اكتفا كرده و ظاهرا كار خيام را نمىشناخته است ، چون مىگويد كه پيشينيان دربارهء حل معادلات از درجات بالاتر از دو چيزى نگفته‌اند جز شارح بهائيه ( ابن خوّام ) كه گفته است كه شرف الدّين مسعودى جز اين شش دسته ، نوزده دسته معادلهء ديگر را ، از درجهء سوم ، حل كرده است . پيداست كه مأخذ كاشانى ميان شرف الدّين طوسى و شرف الدّين مسعودى ، فيلسوف و دانشمند قرن ششم ، خلط كرده است . كاشانى مدعى است كه شمار معادلات ممكن ( يعنى معادلاتى با ضرايب مثبت ) از درجهء n 4 نود و پنج است و مىگويد كه او خود راه حل هفتاد معادلهء درجهء چهار و نيز نوزده معادله‌اى را كه شرف الدّين « مسعودى » حل كرده به دست آورده است ، و وعده مىدهد كه در اين‌باره كتاب جداگانه‌اى بنويسد . متأسفانه اين كتاب كاشانى ، اگر هم تأليف شده باشد ، از ميان رفته است ، و به اين سبب معلوم نيست كه راه‌حل‌هايى كه او مدعى يافتن آن است هندسى بوده است يا به كمك راديكالها . گذشته از اين آثار ، آثار بسيار ديگرى هم تأليف شده كه هرچند از اهميت نظرى خاصى برخوردار نيستند بر رواج اين علم در جهان اسلام دلالت مىكنند . با همهء اختلاف‌نظرى كه دربارهء جايگاه جبر در ميان علوم وجود داشت ، علم جبر از همان آغاز به‌صورت جزء لاينفك علوم رياضى درآمد و گواه آن آثار بسيارى است كه در اين زمينه در شرق و غرب عالم اسلام تأليف شده و واژهء « جبر » يا « جبر و مقابله » در عنوان بسيارى از آنها آمده است . در ميان اين آثار مىتوان از كتابها و رساله‌هاى زير نام برد : المقدمة الكافية فى اصول الجبر و المقابلة از ابو الحسن على سهروردى ( متوفى 533 ) ؛ ارجوزهء ياسمينيه در علم جبر از ابن ياسمين مراكشى ( متوفى ح 601 ) ؛ نصاب الجبر فى حساب الجبر